چه سگ جان است آدمي
فكر مي كنم كه چطور مي شود كه برادر من 22 خرداد برود بنويسد ا.ن.. بعد من و عزيزانم دو روز بعدش زير ضربه هاي مشت و لگد و باتوم نيروهاي آن انتخاب باشيم .. و بعد بنشينيم با هم دور يك سفره و غذا بخوريم... هر چند به جاي جواب سلامش بگويم كه ازش متنفرم و او هم جواب دهد كه برايش مهم نيست..
+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 9:44  توسط گندم
|

